تبليغاتX
del2del




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





گفتی بمان

گفتي بمان! مي خواستم ، اما نمي شد!
گفتي بخوان! بغض گلويم وا نمي شد!
گفتم که مي ترسم من از ، سِحر نگاهت
گفتي نترس اي خوب من ، اما نمي شد!
مي خواستم ناگفته هايم را بگويم
يا بغض مي آمد سراغم يا نمي شد!
گفتي که تا فردا خداحافظ ، ولي آه
آن شب نمي دانم چرا فردا نمي شد ..
.


[+] نوشته شده توسط nazi در 1:40 | |







نمیدونم؟

نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه رو می شناسن و نمی دونم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه منو نمی شناسی 


[+] نوشته شده توسط nazi در 4:2 | |







عشق بدون ..........


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط nazi در 2:9 | |







کاشکی ......

 

. kashki ye roz ba hamdige savare ghayegh mishodim..... dor az negahe adama hardomon ashegh mishodim..... kash asemon ba vosatesh to dastamon ja migerft..... golaye sorkhe delemon kash boye darya migerft... kash mishod nemie shab ba hamdige doa konim... khodaye asemonayaro ba yeg zabon seda konim... begim khodaye mehrabon maro az ham joda nakon ..... hargez be eshghe digari mobtala nakon... kash maghsade ghayeghe ma ye jaye doro sade bod .... ke axe mahe mehrabon ro panjerash oftade bud .....

 

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir


[+] نوشته شده توسط nazi در 4:42 | |







مهدی موعود

 

دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان
تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستي...


[+] نوشته شده توسط nazi در 4:59 | |







محبت..


نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
اما نمی دانم چرا دارم حسادت میکنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میکنم
رفتم کنار پنجره دیدم تو را با بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
تو التماسیم می کنی جوری فراموشت کتم
با التماس ولی تو را به خانه دعوت میکنم
گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم


[+] نوشته شده توسط nazi در 4:50 | |







دلهره

.. تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی  و هنوز

سالها هست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

خانه کوچک ما

سیب نداشت!!!


[+] نوشته شده توسط nazi در 4:36 | |







سیب سرخ حوا

پرونده پدر

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط nazi در 4:14 | |







25 سوال قبل از ازدواج..

 

بيست و پنج سوالي كه بايد قبل از ازدواج به آن پاسخ داده شود.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط nazi در 18:34 | |







افسوس

 

 

*افسوس*

بي صدا در خود مي شكنم و تو شكستنم را نمي بيني.سكوت مي كنم و تواين بلندترين فرياد را نمي شنوي.نازنين من ديگر به خاك رسيده ام٬قامت خميده ام را بنگر و چشمان ساكت سردم را.

چقدر دوستت دارم هنوز حتي اگر نخواهي٬حتي اگر قرارمان را٬پايان را٬هواي مرداب را به يادم آوري.

ستاره ي من٬تو را چه حاصل ازمرور انتهاي آسمان آنجا كه ستاره اي نيست.من حرف دارم٬حرف٬حرف هايي كه نه ربطي به هواي مرداب دارد و نه به ستاره هاي سوخته انتهاي آسمان.افسوس كه اكنون ديگر رفته اي و با رفتنت چشمانم را خيس كرده اي...

 

 


[+] نوشته شده توسط nazi در 18:22 | |







دلتنگ


[+] نوشته شده توسط nazi در 18:17 | |







نوازش

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت


[+] نوشته شده توسط nazi در 18:18 | |







پنج وارونه

 پنج وارونه چه معنا دارد ؟! خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت روی دیوار و درختان دیدم باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی - پنج وارونه چه معنا دارد


[+] نوشته شده توسط nazi در 18:10 | |







خدا

 

خدايا تو خيلي بزرگي و من خيلي كوچك جالب اينجاست كه تو به اين بزرگي هيچ وقت من رو به اين كوچيكي فراموش نميكني ولي من به كوچيكي تو به اين بزرگي رو گاهي فراموش ميكنم


[+] نوشته شده توسط nazi در 18:5 | |







خیال

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود

 


[+] نوشته شده توسط nazi در 17:58 | |







ریشه


هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

               

    


[+] نوشته شده توسط nazi در 0:27 | |







تمنا


قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود ... باز هم نگفتی و نگفتم .... هیچ نگفتیم ...

 


[+] نوشته شده توسط nazi در 0:25 | |







دیدار


روز اول پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد ... روز دوم باز گفتم ليک با اندوه و با ترديد ... روز سوم هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم ... ظلمت زندان مرا مي کشت باز زندانبان خود بودم ... روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم کدامينم ... ان من سرسخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم ... بگذرم گر از سر پيمان مي کشد اين غم ... دگر بارم مي نشينم شايد او ايد عاقبت روزي به ديدارم ...


[+] نوشته شده توسط nazi در 0:24 | |







غربت


خداوندا ! غرورم را شکستند ... پل سبز عبورم را شکستند .... چه بی رحمانه در پاییز غربت ... دل سنگ صبورم را شکستند ...


[+] نوشته شده توسط nazi در 0:23 | |







اغازجاودانه


آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست .... 


[+] نوشته شده توسط nazi در 0:21 | |







عکس تو

روی یک طاقچه سنگی ... میون دو قاب رنگی ... بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی ... عکس تو، تو قاب خاتم ... در حصار خالی از غم ... حتی در مرگ تن من ... نمی گیره رنگ ماتم .... 





[+] نوشته شده توسط nazi در 0:20 | |







و اما عشق

چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم


[+] نوشته شده توسط nazi در 5:47 | |







درمانده

قلب من در هر زمان خواهان توست/ این دو چشم عاشقم مهمان توست / گرچه لبریز از غمی درمانده ام / این نگاهم  در پی درمان توست


[+] نوشته شده توسط nazi در 5:38 | |







نازنین

اول نامه جای دل تنگ چند تا نقطه چین میگذارم ....

جای اسم قشنگت نازنین،نازنین میگذارم

گفتن از تو ولی کار من نیست

پس قلم را زمین میگذارم


[+] نوشته شده توسط nazi در 5:1 | |







قطب یخزده

تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ... با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ... سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ... در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ... روح مرا سکون غریبی گرفته بود ... دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ... تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ... تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ... چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ... اما برای من تو زمین و زمان شدی ... پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ... شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...

[+] نوشته شده توسط nazi در 4:39 | |







گل عشق

 

                                   در دل من روزی؛گل عشقت رویید

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

   


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط nazi در 4:8 | |







قفس

قفس

به خدا پرنده بودن بهتر از این حال زاره

آسمون مث زمین نیست راه بن بستی نداره.......


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط nazi در 3:56 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس