|
اشکهایم را پذیرا باش
آنگاه که سجده بر خاک تو میزنم
آنگاه که حجم خاک دیواریست بین بودن و نبودن
اضطرابم را پذیرا باش ،آنگاه که پر میکشم تا آسمان تو
آنگاه که حجم خاک جسمم را گرو میگیرد تا بداند که در آغوش تو آرامش میگیرم
سقوطم را پذیرا باش که نیاموختی ام هر فرازی را فرودیست
اری ... جای خالی ات خالیست و تنها کلامم بعد از تو باز هم
باز هم تنهائیست

|